على محمدى خراسانى

42

شرح كفاية الأصول (فارسى)

مثال شرعى : شارع مقدس ما را امر به صوم شهر رمضان فرمود و ما طبق دستور ، امر صومى را با همهء خصوصيّات امتثال كرديم . يقين داريم كه اين عمل محصّل غرض مولى است . دوباره معنى ندارد كه پس از ماه مبارك رمضان ، روزهء ديگرى گرفته و بجاى آن صوم اصلى و اوّلى قرار داده و اين را امتثال حساب كنيم . اين لغو است . يا امر به حجّة الاسلام شديم و يك حج كامل در موسم حج بجا آورديم قطعا امر حج از دوش ما ساقط شد ، و دوباره معنى ندارد كه سال آينده به نيّت حجّة الاسلام حج كنيم و اين را بجاى عمل اوّل امتثال حساب كنيم ، آرى حجّ منذور ، حجّ مندوب و . . . مىشود ولى حجّة الاسلام نمىشود . گاهى اتيان دوباره ضرر دارد و مبطل است . مثلا تكبيرة الاحرام را يك‌بار با همهء لوازمش گفتيم و يقين كرديم كه اين تكبيره محصّل غرض مولى است . آنگاه حق نداريم دوباره در يك نماز تكبير ديگرى به نيّت تكبيرة الاحرام گفته و اين را امتثال حساب كنيم . اگر دو بار گفتيم تكبير اوّلى هم خراب مىشود و موجب بطلان نماز است . صورت سوّم : بل لو لم يعلم : در مواردى كه مكلّف شك دارد كه با اتيان اوّل غرض مولى حاصل شد يا نه ؛ نه يقين به عدم حصول غرض دارد ( صورت اوّل ) و نه يقين به حصول غرض ( صورت دوّم ) بلكه مردّد است كه آيا اتيان اوّل علّت تامّه حصول غرض است يا علّت تامّه نيست ؟ در اينجا نيز مثل صورت اوّل حق تبديل دارد و مىتواند فرد ديگرى را اتيان كند . با اين تفاوت كه در صورت اوّل مىتوانست به اتيان بدلى ، جز ما قصد امتثال كند و آن را به عنوان امتثال امر مولى بياورد . ولى در صورت سوّم حق ندارد به عمل ثانى قصد امتثال جزمى بكند چون شايد عمل اوّل موجب امتثال و حصول غرض اقصى شد . و لذا عمل ثانى را رجائا و به اميد و احتمال اينكه شايد به غرض نرسيده ، انجام مىدهد و خلاصه اينكه : دوّمى را احتياطا انجام مىدهد و در همهء موارد احتياط ، مطلب از اين قرار است پس باز هم فى الجملة حقّ تبديل دارد . [ نكته : اگر بر عملى امتثال صدق كرد حتما موجب حصول غرض است و ترديد ندارد ، و كلام در مواردى است كه بر عمل ما اتيان صدق مىكند . ولى امتثال صدق نمىكند و لذا خوب است همه جا تعبير به اتيان اوّل و دوّم شود و تبديل اتيان به اتيان بگوئيم نه تبديل امتثال به امتثال .